موبایل

ترامپ؛ حضور در سوریه و باز هم دوشیدن سعودی


دونالد ترامپ در اندیشه سرکیسه کردن دولت سعودی است یا ناتوان از حضور در غرب آسیا؟ چرا ترامپ به صورت پی در پی می گوید آمریکا از منطقه خارج می شود؟ آمریکا برای رسیدن به این هدف خروج از منطقه چه تغییراتی در چارچوب سیاست داخلی و خارجی آمریکا ایجاد خواهد کرد؟ این ها سوالاتی است که اذهان را به خود مشغول ساخته است. دونالد ترامپ در همین هفته گذشته سخنانی را در خصوص لزوم خروج از سوریه گفت که با سخنان مقامات امنیتی و مقاماتی از وزارت امور خارجه آمریکا متناقض بوده است. تناقض بین سخنان ترامپ و سخنان مقامات امنیتی و سیاسی آمریکا از یک طرف و سفر طولانی اخیر محمد بن سلمان به آمریکا برای اعلام هماهنگی با دولت آمریکا که می توان از آن به عنوان بیعت محمد بن سلمان با آمریکا برای دادن مجوزی به منظور تکیه زدن بر صندلی سلطنت یاد کرد، سبب شده است تا توجه بیشتر به نیات دونالد ترامپ از سخنان اخیر در خصوص سوریه بیشتر شود.

1. دلیل مباینت مواضع اعلانی و سیاست های اعلامی ترامپ

انتصاب های یک ماه گذشته در آمریکا چه در وزارت امور خارجه و چه در تیم امنیت ملی این کشور نشان می دهد که یا مواضع علنی و اقدامات عملی دونالد ترامپ با هم متفاوت است یا تفاوتی نیست و ترامپ ناتوان از مهار تندروها در کاخ سفید است. برای اینکه هر یک از این دو مورد را بررسی کنیم، بایستی به عنصر محرک رفتارهای دونالد ترامپ در یک سال و چند ماهه گذشته توجه داشته باشیم. ترامپ علی رغم سیاست های بین المللی غیر قابل پیش بینی خود و شخصیت تهاجمی و کج خلقی فراوان نسبت به کشورهای دیگر، در سیاست داخلی و سیاست اقتصادی خود، منافع آمریکایی  را در نظر گرفته و ابتدا بر نیازهای آمریکا توجه می کند. نگاهی به کارنامه اقتصادی ترامپ در آمریکا موید این است که برای ترامپ آنچه از اولویت برخوردار است، مسئله اقتصاد آمریکا است. بنابراین شخصیت دونالد ترامپ شخصیتی آمریکا-محور با توجه به منافع آمریکایی است. حال فرض دوم به وجود می آید که بیانگر این است که دونالد ترامپ در تحصیل منافع آمریکایی ها به دنبال کم کردن هزینه های آمریکا در خارج از این کشور خصوصا در خاورمیانه است. در اینکه دونالد ترامپ در صدد کم کردن هزینه های امریکا در خارج از مرزهای این کشور است، تردیدی نیست، ترامپ تاجری است که به این نتیجه رسیده است که روند افول قدرت اقتصادی آمریکا با هزینه هایی که این کشور در خارج از مرزهای خود می کند، تسریع داده شده است و ضروری است که یا جلوی این ریخت و پاش ها گرفته شود یا منابع جایگزین آن و از جیب سایر کشورها تامین شود. هر جا که ترامپ تریبونی به دست آورده و خواسته در خصوص این منطقه سخن بگوید، ابتدا امنیت را برای کشورهای این منطقه کالایی نایاب تصویر کرده و سپس گفته باید هزینه تامین آن را نیز پرداخت کنند. در همین مصاحبه اخیر ترامپ در پاسخ به این سوال که آیا گرایش شخصی او خروج از سوریه است، گفته است «من می‌خواهم [از سوریه] خارج شویم و به خانه بازگردیم و کشور خودمان را بازسازی کنیم. تا همین سه ماه پیش طی حضور هفده ساله‌مان در خاورمیانه، 7 تریلیون دلار خرج کرده بودیم و در عوض هیچ‌چیز، هیچ‌چیز گیرمان نیامده است. یادتان که هست، زمانی که من یک شهروند عادی بودم، می‌گفتم نفت‌شان را نگه دارید. اما نفت‌شان را هم نگه نداشتیم، آن وقت چه کسی نفت را گرفت؟ داعش گرفت و هزینه‌هایش را از این راه تامین کرد. ما باید نفت را می‌گرفتیم. بنابراین، من می‌خواهم بازگردیم و کشورمان را بسازیم. فکرش را بکنید، 7 تریلیون دلار ظرف 17 سال، بدون آنکه جز مرگ و ویرانی، چیزی گیرمان بیاید. بنابراین الان وقتش است. ما در عملیات نظامی‌مان بسیار موفق بوده‌ایم و در هر عملیات نظامی دیگری هم موفق خواهیم بود. اما گاهی وقتش است که بازگردیم. اکنون باید خیلی جدی به این موضوع فکر کنیم.»

بنابراین موضع ترامپ مشخص است، ترامپ صراحتا به دنبال افزایش موجودی اقتصادی کشورش است. تناقضی هم که در مواضع سردمداران آمریکایی مشاهده می شود، منافاتی با منافع آمریکا ندارد. تیم امنیتی آمریکا تاکنون بر این موضع پافشاری می کرده که آمریکا بایستی در خاورمیانه و سوریه بماند چون منافع آمریکا اقتضا می کند، ترامپ هم بر این موضع که منافع آمریکایی به خطر می افتد، بر آن است که این کشور باید از منطقه خارج شود. اما در این بین یک نکته گم شده وجود دارد و آن این است که در صورتی که این هزینه را کشوری غیر تامین کند، آمریکا و ترامپ مشکلی با حضور در منطقه ندارد. به عبارتی مشکل ترامپ با حضور در سوریه این نیست که آمریکا نباید در مناطق دیگر حضور داشته باشد، مشکل در اینجاست که آمریکا نمی تواند هزینه های این حضور را تامین کند. حال اگر هزینه های این حضور بر گردن یکی از کشورهای منطقه افتد، آمریکا نه تنها هیچ مشکلی با حضور و مزاحمت در منطقه ندارد، بلکه در این منطقه نیز مستقر خواهد شد.

در همین چهارچوب است که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا روز سه‌شنبه به صراحت گفت عربستان سعودی باید هزینه‌های ادامه حضور ایالات متحده در سوریه را بپردازد. وی که در کاخ سفید در یک نشست نیوزی با حضور سران کشورهای حوزه بالتیک صحبت می‌کرد، در پاسخ به سوالی درباره اظهارات اخیرش در مورد احتمال خروج قریب‌الوقوع آمریکا از سوریه، گفت واشنگتن به سرعت در این مورد تصمیم‌گیری می‌کند.

وی افزود: «عربستان سعودی به تصمیم ما علاقه زیادی نشان داده است. من به آن‌ها گفته‌ام که خوب، اگر بخواهید ما [در سوریه] بمانیم، شاید لازم باشد که [پولش را] بپردازید. ما کارهای زیادی در این کشور (سوریه) انجام می‌دهیم و دلایل زیادی هم برای این کار داریم، اما این کار هزینه مالی بسیار زیادی برای کشور ما دارد و منافع آن برای دیگر کشورها خیلی خیلی بیشتر از منافعی است که برای خودمان دارد.»

2. آمریکایی ها می دانند در صورت خروج از منطقه منافعشان به خطر می افتد

بعد از جنگ سرد آمریکایی ها شدیدا در تصور جهان تک قطبی بودند، شوروی از هم فروپاشید و تنها قدرت تعیین کننده معادلات و مناسبات در نظام بین المللی نیز آمریکا بود. اما با گذشت چند سال از این رویداد، آمریکایی ها متوجه ظهور بازیگران جدیدی در عرصه بین المللی شدند. کم کم هزینه های حفظ هژمونی برای آمریکایی ها دشوار شد و آمریکا متوجه شد که نمی تواند ساختار پساجنگ را حفظ کند. حال آمریکایی ها خود را در مواجهه با شرایطی می بینند که حضور در سوریه برای آن ها مقدور نیست. آمریکا «واقعا» توان تسری منافع پیشین را ندارد و به دنبال جایگزین هایی برای آن است. در حالی که فرماندهان نظامی آمریکا اخیرا از حضور بلندمدت و یا حتی افزایش شمار نظامیان این کشور در سوریه صحبت کرده‌اند، ترامپ برای چندمین بار پیاپی علنا از احتمال خروج سریع آمریکا از سوریه به دلیل هزینه‌های بالای نظامی سخن می گوید. خروج از خاورمیانه به صورت مستقیم منافع آمریکایی ها در منطقه را به خطر خواهد انداخت. مهمترین منفعت امریکایی که به خطر می افتد، منافع رژیم صهیونیستی است.