موبایل

مومیایی علیه سلطنت طلبان


پیش از آنکه جان بولتون هم به سمت مشاور امنیت ملی ترامپ گماشته شود، ردپای سازمان مجاهدین خلق حوالی دولتمردان جدید ایالات متحده تشخیص دادنی بود. مواجه شدن با عبارات خاص ضد ایرانی طی اولین سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل می تواند این سخنان را در شمار نمونه های بارز تاثیرگذاری ادبیات سازمان مجاهدین بر کلام یک سیاستمدار ثبت کند.

نشانه افشاگر دیگری که جای هیچ تردید در «مباشرت» ایشان باقی نگذاشت، لابلای اظهارات نیکی هیلی پیرامون وقایع دی ماه گذشته دیده شد وقتی او در حاشیه “نشست فوق العاده شورای امنیت درباره مسائل داخلی ایران” نزد نیوزنگاران آمد و جهت توصیف وقایع از ترجمه شعارهای شناسنامه دار و گزینش شده ای استفاده کرد که مدت هاست در تلویزیون سیمای آزادی (تلویزیون سازمان مجاهدین) تکرار و تبلیغ می شوند!

نکته قابل توجه در دامنه عملکرد چند ماه اخیر لابی سازمان مجاهدین این است که تاثیر ادبیات ویژه ایشان نه تنها بر کلام دولتمردان امریکا بلکه در رسانه های فارسی زبان خارج از کشور نیز قابل تعقیب شده است. در اشاره به یک نمونه رسوا از تقلای پروپاگاندای سازمان مجاهدین، عملکرد تلویزیون «بی بی سی فارسی» را می توان مرور کرد که طی دی ماه گذشته با ترکیب و ترتیب تصاویری گزینش شده، گزارشاتی از این شبکه لندنی پخش شد که گویی محصولاتی با الگوی تولیدات «سیمای آزادی» بودند. علاوه بر تکرار لحن هیجانی، رجز خوان و نفرت پراکنانه گوینده، در پاره ای اوقات حتی لوگوی برنامه های تلویزیون مجاهدین از میان تصاویر بی مایه بی بی سی فارسی پر ادعا بیرون می افتاد! (تنها اندکی بعد از نمود این همراهی ننگین، مدیران بی بی سی فارسی جسور تر شدند و در اقدامی مذبوحانه، احساساتی و بی سابقه شکایتی علیه ایران به سازمان ملل بردند، ژست دروغین بی طرفی خود را برباد دادند تا زین پس کمر بستن ایشان به عداوت کورکورانه با ایران غیر قابل انکار باشد.) (۱)

البته از تامل در مشاهده رفتار و گفتار جوانان خام و هیجان زده می توان تاثیر عملکرد “تجارتخانه” دیگری را نیز رصد کرد که هنوز با انتشار مکرر ویدیوی کوتاه «رضا شاه روحت شاد» در پی بزرگنمایی وزن خود هستند. سلطنت طلبان نیز همچون مجاهدین خلق بیرق «شیر» و «خورشید» دارند و به مددجویی آشکار از اجنبی بر وطن «شمشیر» می کشند اگر چه همزمان رویای برقراری دموکراسی سکولار را نیز به ساده لوحان می فروشند. سلطنت طلبان همواره در رویای پذیرفته شدن بعنوان “پیمانکار مجرب ایجاد ناآرامی در ایران” مترصد برخورداری از بودجه توسعه دموکراسی غربیان هستند با وجودی که طی ارزیابی فضای تبلیغاتی به نظر می رسد اینبار رقابت دی ماه گذشته را به مجاهدین باختند!

چکیده بضاعت براندازی هر دو جبهه کاسب، بروز رذالت و فحاشی شبانه عده ای بود که در هر شهر جهان بخش کوچکی از جامعه را تشکیل می دهند و نیروهای انتظامی در روزمرگی خود نیز غالبا مشغول افعال پر خطر همین ایشان هستند. این واقعیت که سقف توانایی اتحاد خرابکاران چنین ناچیز است از چشم عقلا دور نبوده و اگر دی ماه گذشته پشتیبانی سیاسی غربیان را جلب کردند به این سبب بود که دول غربی استفاده از جنجال خرابکاران را همچون دستاویزی برای بهره برداری سیاسی می طلبیدند. بنا بر غفلت ها، ترامپ با بی اعتبار کردن توصیف اوباما از ساختار سیاسی ایران، توانست تشدید فشار بر دولت ایران را نزد افکار عمومی موجه جلوه دهد. (تکرار همان سناریویی که علیه دولت دهم هم موثر افتاد!)

علی رغم اینها به نظر می رسد سلطنت طلبان متوهم درک اندکی از میدان دارند و حتی هنوز از هیجان تقلای روز افزون فارغ نشده اند! ایشان در تمنای جذب بودجه مشغول جستجوی “هر راهی” برای سهم گیری بیشتر از مارکتی هستند که تاکنون مجاهدین پیشتاز آن شده اند.

پیدا شدن جسدی ناشناس در شهر ری همچون آفتابی تصور شد که به تن افعی یخ زده شاه دوستان وطن تابیده است. رضا پهلوی فرزند فرح فرصت را مغتنم دید و تکاپویش بالا گرفت!

شایعه کشف مومیایی رضاشاه اگر برای مردم ایران نقلی سرگرم کننده شده است، برای پیمانکاران هوچی گری شانسی دیگر برای ابراز وجود دیده شد. رضاخان سر سلسه پهلوی به جرم دوستی با آلمان به اراده قوای بریتانیا تبعید و چندی بعد «غریب مرگ» شد. اوج خلاقیت شاهزاده طی شانس آزمایی مجدد این بود که نه به رسانه های کشورهای انگلیسی، بلکه به رسانه دولتی آلمان متوسل شد تا عرض اندام خود را کلید بزند!

یک روز پس از پخش شایعه مومیایی (دوشنبه ۳ اردیبهشت) ناگهان طی اقدامی شگفت وبسایت دویچه وله فارسی به قامت یک برنامه ساز تلویزیونی ظهور یافت و مصاحبه ای ویدیویی با رضا پهلوی منتشر کرد.(۲) مرور عنوان و مقدمه خیالاتی آن مصاحبه کذایی طنز تلخی در خود دارد که ژورنالیست فارسی زبان غرق در توهم فروپاشی حکومت چنین جسارت یافته به شعور مخاطب خود هجوم ببرد اما نکات جالب تر ماجرا عدم اشاره شاهزاده به مومیایی و اعلام آمادگی برای مستقر کردن «دولت موقت» بود! این سناریوی کودکانه ساعاتی بعد با انعکاس رسانه ای پیامهای متعدد بازمانده خاندان پهلوی ادامه یافت تا اینکه سرانجام شاهزاده در بیانیه ای مردم ایران را به برگزاری تظاهرات با خواست تکریم جدش فراخواند…

نیوزی نشد!

غالب ایرانیان از اعتبار ناچیز شاه پسندان در جامعه با نیوزند با اینحال شکست “سناریوی جدید نا آرامی” باعث سرشکستگی دیگر وارثان پهلوی بود که چند ماهی است لجوجانه ادعا می کردند «مردم ستمدیده ایران» از انقلاب علیه پهلوی پشیمانند!

تکلیف همگان با مصادره کنندگان «خلق بپا خاسته» نیز روشن است و پرداختن بیشتر به ایشان ملال آور می شود.
(حتی فریب خوردگان و تحریک شدگان تبلیغات نفرت پراکنانه جبهه خرابکار آنقدر ساده لوح نیستند که نزدیکی مواضع خود با این “بی اعتباران بدنام” را بپذیرند!)

۱) http://www.bbc.com/persian/43386427
۲) p.dw.com/p/2wV6U