موبایل

صلح با محراب و منبر افغانستان؟


شورای سرتاسری علمای افغانستان به برگزاری نشست بزرگ و بی سابقه علمای اسلامی در کابل افتخار می کند. هر چند حمله انتحاری به شرکت کنندگان نشست علمای بلاد به سرخط اخبار جهان آمد اما شکل برگزاری و خروجی این همایش از اهمیت تاریخی برخوردار است. بیش از ۲۰۰۰ عالم دین از سراسر افغانستان فارغ از قومیت و زبان و مذهب به اشتراک مسلمانی با زبان روزه گرد هم آمدند تا با صدور بیانیه ای ۲۶ صفحه ای کلیات برنامه صلح افغانستان را به وجه یک سند ماندگار ارائه دهند.*

از ابتدا گفته شد هر دو جانب جبهه نزاع داخلی مخاطب «فتوای متفقه علمای افغانستان» هستند. از ایشان خواسته شد که به مسلمانی اعتنا کنند و در ایام همین ماه رمضان احترام خود به مقدسات اسلامی را نشان دهند تا عید فطر امسال شیرین تر از گذشته باشد. اعلام یک جانبه آتش بس با طالبان از سوی رئیس جمهور افغانستان آنچنان که خود اشرف غنی نیز تشریح کرد اثر نخستین اعتبار سند علماست. طالبان نیز که هویت خود را بر ادعای سلام خواهی تعریف کرده اند در اقدامی بی سابقه سه روز تعطیلات عید فطر در افغانستان را آتش بس اعلام کردند مبادا در رقابت با تبلیغات اسلام خواهی دولت عقب بمانند!

مباحث نشست علما در کابل بر گفتگوی بین الافغانی به «رهبری دولت» متمرکز بود. در مقابل طالبان خود علمای معتبری دارند که بیش از هر منبعی به «عشر و زکات» پرداختی مردم متکی هستند و فتوا و قضا در بسیاری مناطق عملا بر عهده ملاهای موید طالبان است. ایشان همواره برکنار از جماعت علمای دولتی هستند و اکنون نیز این سند خام علمای رقیب باب میل طالبان نیست اگرچه آزمون نهایی موکول به اجراییاتی است که عزم جدی دولت برای «رهبری مشروع مذاکرات» را می طلبد.

علمای نشست خیمه لویی جرگه کابل تلاش صادقانه ای داشتند. ایشان از یک سو انتحار و راه زنی را حرام خواندند و از سوی دیگر از دولت خواسته اند که با ترویج رفتار خلاف شریعت اسلام مقابله کند. از نظر علما چنین اعلام شد که نظام کنونی افغانستان اسلامی است لذا جنگ با این نظام جهاد محسوب نمی شود و البته غافل نشدند که تکلیف دولت برای مبارزه با فساد و حرام را تذکر دهند و ضمن آن هوشمندانه نگرانی از توهین به مظاهر اسلامی و مقدسات بنام “آزادی بیان” را هم ابراز کردند.

شاید راهکار پیشنهادی علما برای «تقسیم اوقات خروج نیروهای خارجی از افغانستان» حساس ترین بخش این سند باشد. علما پذیرش حضور اجنبی در بلاد مسلمین را به پانزده دلیل مربوط کرده اند که نتیجه واکنش ناگزیر به تبعات جنگ داخلی است. نتیجتا ایشان خروج بیگانه را به پایان جنگ در دو سوی جبهه موکول دانسته اند!

تاکید همه علما بر فقه «ابوحنیفه» نکته جالب دیگر این سند است. در میان غالب فرق و اقوام افغانستان، حنفی بودن یک وجه اشتراک است. ضمنا ابوحنیفه از ائمه رابعه اهل سنت مخزر موبایل سیاسی حکومت بنی امیه و بنی عباس بود و طالبان از این سابقه تاریخی جهت توجیه دشمنی با جائرین بهره برداری می کنند! در مقابل علمای صلح جو خوانش دیگری دارند بر این مبنا که امام ابوحنیفه قیام مسلحانه نکرد! به سود مصالحه ترجیح بر این است که سنجش اعتبار هر کدام از این دو استدلال حتی الامکان به پس از بلا انکار شدن وصف «اسلامیت» حکومت افغانستان موکول شود.

مجموعا در این بیانیه خطاب به دولتمردان رعایت موارد متعددی تذکر داده شده که همگی دقیقا در نص قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان ظاهر است. بعبارتی اثرگذاری خواهش برادرانه جهت تحقق مصالحه میان طالبان و دولت مشروط به اثبات انضباط قانونی دولتمردان و اجرای بی تنازل قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان در باب مظاهر شریعت است.

نه تنها قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان به چارچوبی حقوقی بر مبنای شرعیات تکیه دارد که باید طی سیاستورزی ظهور یابد بلکه تعریف هویت ملت یکپارچه مسلمان افغانستان نیز پایبندی به احکام شریعت را طلب می کند. (رسمیت یافتن این الزام آغاز مسیر تدوین خوانشی معتبر از شریعت خواهد بود که خود پیچیدگی های بسیار دارد.)

نواقص بسیاری در ظواهر عملکرد دولت افغانستان دیده می شود که شاید همین ها چنین میدان داده تا اسلام گرایان مسلح بتوانند همواره از میان مردم اسلام خواه علیه دولتمردان یارگیری کنند. عدم باور عمومی به شریعتمداری دولتمردان و جلوه گری نامشروع مقامات (همچون دلدادگی به اشغالگر و تشبه بکفار) قابل انکار نیست و بستر قدرتنمایی طالبان را مناسب تر می کند. تصحیح امور دولتی تا رسیدن به پیشتیبانی قاطع و بی شرط غالب علمای اسلام از شریعتمداری دولت می تواند گام بلندی در جهت آغاز روند سیاسی و چانه زنی های ملی بر اصول اختلافی قانون اساسی شود.

مردم افغانستان (همچون برادران ایرانی شان) که به مسلمانی افتخار می کنند و مولوی و فردوسی و جامی را از مفاخر فرهنگی خود بر می شمارند هرگز به خودباختگی مطلوب غرب تن در نخواهند داد اگر حتی سالهای بسیار دیگر اضافه بر این سه دهه گرفتار نا امنی باشند. بدیهی است که نه تنها «ایران» بلکه “پاکستان” و حتی «روسیه» امنیت و ثبات افغانستان مستقل زیر سایه هویت افغانستانی را آرزومندند چون دست کم اخراج “هند” و «آمریکا» از افغانستان نتیجه محتوم آن خواهد بود.

اگر چه غرب رویا هایی برای افغانستان بافته و هزینه بسیار پرداخته است اما بیرق محراب و منبر افغانستان هرگز بر فراز کشوری با دولت غیر اسلامی مستحکم نخواهد شد.

بیش از 3000 عالم دینی جنگ افغانستان را ناروا و غیرشرعی خواندند