موبایل

خوانش انقلابی بودن از ناآرامی های بازار اشتباه است


دیپلماسی ایرانی: اخبار مربوط به ایران به ویژه در آمریکا اغلب به سیاست های روز ملوث است. اعتراض های اخیر توسط بازرگانان در بازار تهران یکی از نمونه های بارز همین مساله محسوب می شود. بیشتر رسانه ها در آمریکا و دیگر کشورها در پوشش اخبار مربوط به این رخداد، بلافاصله این مساله را بیان کردند که ایران احتمالا در آستانه یک فروپاشی بزرگ دیگر قرار دارد. بازار عمدتا به عنوان فشارسنج شرایط اقتصاد اجتماعی و سیاسی در ایران در نظر گرفته می شود.

تصور عمده بر این است که وقتی بازرگانان بازار اعتصاب می کنند، همانند اعتصاب های مکرر در روزهای پیش از انقلاب اسلامی، قرار است یک انقلاب دیگر رخ دهد.  اما چنین قیاس های یک جانبه تاریخی عمدتا اشتباه هستند. در تهران امروز، بازار از ایفای نقش سیاسی و مرکز تجاری که زمان انقلاب 57 داشت، دست برداشته است.

بازار انقلابی

در زمان انقلاب اسلامی ایران بازار نقشی سمبولیک ایفا کرد به این دلیل که مرکزی برای اعتراض ها بود و قدرتش را از طبقه متوسط رو به پایین سنتی می گرفت. آن زمان بازار نقشی عمدی در امرو روزمره مردم تهران ایفا می کرد. بازار شهری در داخل شهر بود و جمعیتی سرشار از نفرت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی به محمدرضا شاه در آن سکنی داشتند. زیر سقف های طاقی زیبای آن، زیرساخت های جامعه مدنی با گرایش های انقلابی ظهور یافته بود که تحقق جمهوری اسلامی به رهبری آیت الله خمینی (ره) را ممکن ساخت.

انقلابی ها می توانستند در راه های پر پیچ و خم بازار بزرگ تهران که آن را به فضای شهری فوق العاده ای تبدیل کرده، استقلال سازمانی خود را در مواجهه با مداخلات نیروهای امنیتی شاه حفظ کنند. در زمان انقلاب اسلامی، بازار به تظاهرکنندگان نوشیدنی و غذای مجانی می داد و به آنها در فرار از ساواک کمک می کرد. بعد از انقلاب، بازار به نقطه کانونی در زنجیره نهادهای «اسلامی» تبدیل شد و قدرت جمهوری اسلامی تازه تاسیس را تثبیت کرد. اما همانطور که آرنگ کشاورزیان در کتاب خود در این باره آورده، اتحاد بازار و نظام به از بین رفتن مرکزیت سیاسی و تغییر شکل آن به واحدی اقتصادی منجرد شد. بازار که در زمان انقلاب 57 مرکز تلاطم های انقلابی بود، امروز مکمل نظام است.

امروز تهران ابرشهری مدرن و غیرمتمرکز با 15 میلیون جمعیت است. بازار با معاملات سنتی آن رها شده و تهرانی های ثرمتمند وقت خود را در مرکز خریدهای پر زرق و برق با بوتیک های شیک و خنک می گذرانند.

پایگاه قدرتی محافظه کار

بازار همچنان یکی از ستون های اصلی کشور ایران است. اما به رغم سابقه اعتراض هایش به رژیم شاه، امروز به بازار به دیده قطبی سازمانی برای سیاست های محافظه کارانه در ایران نگریسته می شود. با توجه به این مساله، ناآرامی های اخیر در بازار را می توان از طریق دو عامل توضیح داد که عامل اصلی هر دو شرایط اقتصادی در ایران است.

در شش ماه گذشته در نتیجه جنگ اقتصادی که دولت ترامپ علیه ایران آغاز کرده، ریال تقریبا نیمی از ارزش خود را در برابر دلار از دست داده است. در نتیجه، تورم به شدت افزایش یافته، واردات پر هزینه است و نرخ مبادلاتی همچنان نوسان دارد. اعتصاب یک روزه بازار به دلیل همین نگرانی اقتصادی خاص و برحق بود.

در همین حال، نگرانی ها از عملکرد اقتصادی دولت حسن روحانی در حال افزایش است. روحانی اکنون همان آشفتگی و ناآرامی را شاهد است که در سال 2005 و پس از دولتی اصلاح طلب، به روی کار آمدن محمود احمدی نژاد منجر شد.

عمل گراها و اصلاح طلبان ایران از سیاست خارجی آمریکا لطمه شدیدی دیده اند، چرا که این سیاست ها به محافظه کارترین نیروها در ایران قدرت بخشیده است. این مساله در سخنرانی سال 2002 جورج دابلیو بوش، رئیس جمهوری وقت آمریکا درباره «محور شرارت» عیان است؛ در آن زمان به رغم اقدامات صلح طلبانه ایران، این کشور با دشمنان دیگر ایالات متحده همچون کره شمالی و عراق در یک کفه ترازو قرار گرفت. این سخنرانی و در پی آن اعمال سختگیرانه ترین تحریم ها علیه ایران تاثیری مشابه خروج یک جانبه دولت ترامپ از توافق هسته ای ایران داشت که همان افزایش محبوبیت محافظه کاران و برکناری عناصر اصلاح طلب بود.

به این ترتیب، اعتصاب اخیر توسط بازاری ها را به مثابه اقدام علیه روحانی و در حمایت از رئیس جمهوری محافظه کار در آینده باید دید. بار دیگر ایرانی ها خواسته هایی مشخص در ارتباط با اقتصاد را مطرح کرده اند. اما این مساله بخشی از یک روند اصلاحات در کشور است و نه جنبشی انقلابی. اعتراض های اخیر قدرت نمایی سیاسی یک جامعه مدنی بسیار قدرتمند بود و دقیقا به دلیل همین توانایی و بیان خواسته ها، ایرانی ها مکررا موفق شده اند امتیازاتی از دولت های پیاپی کسب کنند که در بسیاری از موارد غیرممکن به نظر می رسیدند.

منبع: ایندیپندنت