موبایل

سیاست ترامپ مبتنی بر تقسیم دشمنان است/ ایران جزء پرونده های اصلی و فوری آمریکا شده است


به گزارش زر موبایل، سیاست آمریکا در خاورمیانه آخرین اوراق خود را نیز به بازی گرفته است؛ آرام کردن فضای ارتباط با چین و شبه جزیره کره و راضی کردن روسیه و فراهم نمودن منطقه نفوذ گسترده ای برای آن در سوریه؛ آنچه که دلالت بر این مهم دارد که استراتژی آمریکا، جمهوری اسلامی را در حال حاضر مهمترین دشمن خود می داند که می بایست پیش از درگیری عمیق با روسیه و چین، با خطر ایران مقابله کند.

البناء در ادامه می نویسد: بولتون، مشاور رئیس جمهور آمریکا در مسکو حاضر شد، اما نه برای پیگیری مسابقات جام جهانی، بلکه با هدف دست یافتن به ابزارهایی برای تفصیل های اولیه و مقدماتی تفاهم های مهمتر. در این میان، این سوال به اذهان متبادر می شود که علت مدارای موقت آمریکا با روسیه و چین در مقابل افزایش تنشها دررابطه با ایران چیست؟

ضربه زدن به ایران برای آمریکا اهمیت زیادی دارد و کاخ سفید در شرایط حاضر این هدف خود را دست یافتنی می داند؛ در حالی که مقابله ان با روسیه و چین اکنون، محال به نظر می رسد؛ چرا که خطوط تماس این دو با تهران گشاده است، تا آنجا که همکاری و هماهنگی خوبی بین مسکو، پکن و تهران وجود دارد، که شکست سنگینی را متوجه نفوذ آمریکا کرده است.

واشنگتن این تصور را دارد تمرکز حمله آمریکا به روسیه و چین در زمان حاضر عاقلانه نیست و منجر به ائتلاف قدرتمندی بین این دو می شود تا در ادامه به سمت ائتلاف های استراتژیک با ایران بروند.

به این ترتیب، تفکر آمریکایی در حال حاضر مبتنی بر سیاست تقسیم دشمنان استوار است و سعی دارد مانع از همبستگی استراتژیک قوی بین آنها شود. همانطور که در شیوه مذاکرات آمریکا با چین در مورد کره شمالی، و تلاشهایی برای تفاهم با روسها در مورد بسیاری از مسائل مشترک از جمله سوریه، این سیاست آمریکا نمود می یابد.

در این میان، آمریکا به دنبال دور کردن طرف ایرانی از ائتلاف با روسیه در میدان سوریه در سطوح نظامی و اقتصادی است. آمریکا بر این عقیده است که ایران سیطره تاریخی ایالات متحده بر جهان اسلام و قلب آن، مشرق عربی(منظور کشورهای عراق، لبنان، سوریه و فلسطین است) را هدف قرار داده است.

 آنچه از نظر آمریکایی ها غیر عادی به نظر می رسد، موفقیت تهران در ضربه زدن به نفوذ آمریکا در جهان اسلامی از لبنان تا افغانستان است و گذشته از این، ائتلافهای عمیق تهران در منطقه منجر به کاهش نفوذ ایالات متحده می شود. طرح «ایران هراسی» که از سوی آمریکا و هم پیمانانش عنوان می شود نیز می تواند در چارچوب ایجاد تشنج در روابط بین دو جناح سنی و شیعه قرار بگیرد.

بنابراین، ایران در قلب معدن طلایی که آمریکایی ها در حال بهره برداری از آن بودند، وارد تحرکات جغرافیایی-استراتژیک شده است. آیا این واشنگتن نیست که سعی می کند اغلب دولتهای عربی اسلامی را در تفکرات قرون وسطایی نگه دارد تا آنها را از پیشرفت بویژه در زمینه علم بازدارد؟ آیا این امری تصادفی است که تمام کشورهای عربی که در قلب نفوذ آمریکا قرار دارند، در زمینه تولید هیچ فعالیتی ندارند و تنها مصرف کننده هستند؟

این مسائل است که آمریکا را نسبت به ایران دچار وسواس کرده است؛ چرا که منافع استراتژیک و اقتصادی آن در مرکز جهان اسلام را در معرض خطر قرار داده است.

در واقع هدف ایران در منطقه، پایه گذاری موضع گیری های استراتژیک در جهان اسلام است، تا نفوذ آمریکا را به پایین ترین حد ممکن رسانده و ائتلاف های اسلامی را برای آینده ایجاد کند. از این رو آمریکایی ها ایران را جزء پرونده های فوری خود قرار داده و جنگی اقتصادی را علیه آن به راه انداخته اند.

در این میان، مسکو از اهداف آمریکا عمیقا اگاه است و می داند که ائتلاف روسیه با ایران ابعاد استراتژیکی دارد که ممکن است دچار لرزشهای تاکتیکی در سطح اولویتها شود. اما به همان دلایل استراتژیک، غیر قابل فروپاشی است.

اما پایان تفاهم روسی آمریکایی چیست؟ قطعا این تفاهم خاتمه ای ندارد؛ چرا که جهان به سرعت به سمت نظامی چند قطبی می رود تا هیمنه تک قطبی بودن آمریکا فروپاشد و این جز با ائتلاف استراتژیک بین روسیه، چین و ایران محقق نمی شود؛ تنها ائتلافی که مغناطیس در هم شکستن قدرت آمریکایی را دارد که با دندانهای سمی خود بر جهان مسلط است.